شهید جاری عشق

بسم الله الرحمن الرحیم

به جسم پاک شهیدش، که عشق جاری بود.

به  آن امام و حبیبش، که  عشق جاری بود

به  جرم  عشق علی کشته  شد وبازامروز

به مرقد و به ضریحش،  که عشق جاری بود

مگرکه کینه به این عشق نبش وتخریب است

به آن مزارشریفش،        که عشق جاری بود

به  حب  نام علی و هراس  چندین  قرن

ز حجر و نام  عزیزش،  که عشق جاری بود

جزای  حب  ولایت  همان  که  بغض یزید

به قبر وخاک غریبش، که عشق جاری بود

هنوز  آل  امیه  زدرد  می پیچد

چقدر ضربه شمشیربدرکاری بود

(محسن متین وفا)

شاسگول،یا آنچه شما خواسته اید.

بسم الله الرحمن الرحیم

وآنچه بعضی ازکاندیدا ها گفته اند.

اول ازهمه حضرت آیت الله هاشمی که فرمودند:گفت پیغمبرکه گرکوبی دری.  عاقبت زان دربرون آیدسری.(یعنی،لطفاً بیشتر خواهش کنید، بالاخره من میام شایدهم باخاتمی بیام، کسی متوجه نشه). بااسرائیل هم سرجنگ نداریم(حضرت آیت الله به این در دیگه نکوب ،گدایی درخونه ایرانی از سلطنت دنیاباارزش تره )

بعدآقای خاتمی:اولش گفت عطایش رابه لقایش می بخشم،دومش گفت هنوزدارم فکرمی کنم که باآمدنم دلهابه هم نزدیک می شودیانه.(وظاهرأدرهمین سخنرانی دل خودرا باآقای دکتراحمدی نژادنزدیک کرده اند،زیرا اعتراف به تک نرخی کردن ارزدردولت اصلاحات،پس ازهشت سال انتقاد به سیاست های اقتصادی دولت احمدی نژاد،به معنی گردن گرفتن تورم و و و...........خداپدرش روبیآمرزه که انصاف داره. پس تک نرخی کردن ارز کاربدی است،تورم زا وباعث ایجادرانت اقتصادی می شود ،چه این دولت چه دولتهای قبلی). 

آقای رحیم مشایی:اصلاًنیازی به تائیدشورای نگهبان ندارم چون صلاحیتم راازآسمانهادریافت نموده ام وشورای نگهبان مجبوربه تائیدصلاحیت من می شود(دستمان کوتاه شد،هرچه بالا می پریم  .  آسمانی اندکی پایین بیا باهم بریم)

جناب آقای محسن رضایی هم که فرمودنداگرنیایم به مردم خیانت کرده ام،(انشاالله این پیشکسوت نامزدبازی تشریف می آورندتاخائن به ملت معرفی نگردند) 

نفربعدی آقای فلاحیان وزیراطلاعات دولت هاشمی است که تا این لحظه هیچ کس نام ایشان راهم به زبان نیاورده،براجماع همه جریانات برحمایت از خود تاکیدفرموده اند(همه جریانات بی راه هم نیست ،چون معلوم نیست ایشان اصولگرا هستند یااصلاح طلب یاجناح سومی یا موج سوار) 

ازدیگرکاندیداها شخصی است به نام احمدزاده کرمانی ازحامیان بسیار بسیار پروپاقرص وسفت ومحکم احمدی نژادومشایی واطرافیان ایشان به یکباره ظرف جیک ثانیه گفته:دیگرتحمل سکوت دربرابرانحرافات دولت راندارم.(وا.....!!؟؟)

مهرعلیزاده هم ازاصلاح طلبانی است که هیچ جانامی ازاوبرده نمی شودناگهان خبرازائتلاف خودوحسن روحانی ومحمدرضاعارف واسحاق جهانگیری داده(واللآ....!!)

آقای حداد عادل هم می فرمایند:شوخی که گسسته بودپیمان ازمن . بنشست برم کشیده دامان ازمن . چون عطرگلی که باصباآمیزد . هم بامن بودهم گریزان ازمن.(خداییش خیلی فرهنگستانی بودماچیزی نفهمیدیم،شایدمنظورایشان از«کشیده دامان از من »کارفرهنگی وایجاد مد دامن ومانتوهای کشیده وبلند می باشد،مخصوصاًدرستادانتخاباتی آقای حسن روحانی بااون رنگهای بنفش ویه دسته حوری همشون کاکل به سرگوگولی مگولی،جناب دکترحتماًمواظب هستیدکه دامن هاشونو زیادنکشید)

آقای کواکبیان هم که خیلی راحت گفته تصمیم به برقراری رابطه باآمریکارادارم شماهم اینقدرماراتحریم کنیدکه تحریمدونتون پاره شه، شش ماهه هم انرژی هسته ای را برای مردم می آورم وتورم رابه بیست درصد می رسانم وبی کاری را زیر ده درصدکاهش می دهم.(باباخسته نباشی،عجله نکن مگه شش ماهه دنیا امدی که این همه کار وتوشش ماه مثل فرفره می خواهی انجام بدی اجازه بده ماهم کمکت کنیم)

آقای سعیدی کیا هم که درشوش تنورانتخابات را گرم کرده(میدون شوش نه  شهرستان شوش)گفته بایدافرادی انتخاب شوندکه تنهابه فکرکارکردن وخدمت رسانی به مردم باشند(فکرکنم به علت تعداد زیاد نامزدهاایشان به فکرتشکیل یک تیم رئیس جمهوری افتادند،خیلی بد هم نیست مثلاًیازده تا رئیس جمهور داشته باشیم)حضرت آیت الله جوادی آملی  بخاطر همین دردیداربا محمدرضاعارف باجمله ای لطیف وطنز ونغز فرمودندحضور حداکثری وظیفه همه مردم است نه برای کاندیداها.

شخصی هم به نام ارسلان فتحی پورکه دراین حضور حداکثری شرکت کرده فرموده اندلایحه بودجه رابدون درآمد نفت به مجلس خواهد فرستاد(بارکلا،صدآفرین،کاش می گفتی چند ماهه که دیگه خیالمون راحت باشه)

شخص دیگری بنام محمدباقرخرازی میخواهدتخت جمشید رابازسازی کندوپس ازباز پس گیری قرقیزستان وقزاقستان وآذربایجان مرزهای ایران رابه صدراسلام برگرداند......و........اللم اشف کل مریض. 

(محسن متین وفا)

به دنبال عطرعشق

بسم الله رحمن الرحیم

نوروز ها برای تو آغاز میکنند

گنجشک ها به سوی توپرواز می کنند

مضرابهاوزخمه ودمهای پر نفس

آهنگ دلنواز توراساز می کنند

ازدربرون روند به دنبال عطر عشق

هم ازاتاق پنجره ای باز می کنند

چون ابرهازصورت خورشیددورشد

گویاکه قهرکرده کمی ناز می کنند

هرکرم پیله وارکه بشکافته جدار

پروانه می شوندوپری باز می کنند

غرق شکوفه گشته درختان این دیار

این عشق شاخه هاست که ابرازمی کنند

گیسو به باد داده پریشان درخت سبز

صدچشم این کرشمه براندازمی کنند

(محسن متین وفا)

اپیدمی احساس وظیفه.

بسم الله الرحمن الرحیم

وقتی احساس وظیفه مسری می شودویکباره این همه نامزد برای پست ریاست جمهوری باخلوص نیت به راه راست آلوده می شوندوپابه عرصه می گذارند، انسان از این همه رجال مثبت اندیش به وجدمی آید. 

وقتی باتفرج کردن درمیان این جبهه های مملو از نرم خند سیاسی ازچپ گرفته تاراست وراست سنتی ،می بیندگذشته از خودشان کم کم پای پدران خودراهم به این مهم باز کرده، که مباداخدای ناکرده دراین میان ازسفره ای لقمه ای شبه ناک تناول شده باشد، وبه این دلیل از زمان کودکی وشغل پدری، جدوآباد هم رابرای یکدیگر ردیف می کنند،انسان ازاین همه خلوص نیت وتعداد شیفتگان به خدمت از خوشحالی هرچه بدبختی داردرا از گرانی گرفته تابی کاری و و و هارا به یکباره فراموش میکند وبه درگاه خداپناه می برد ودست به دعا برده که خدایا مارا به راه راست واحساس وظیفه آلوده بفرما،آمین.

انشاالله رییس جمهور مااینگونه که حضرت علی (ع)فرمودند باشد.

یاری رسان به خداوند به دست ودل وزبان واطاعت ازاو، مسلط به نفس خویش، به دوراز تکبر وخودبزرگ بینی وغروروخودپسندی، حق گراومردم گرا، پرهیز کاروراست گو، قانون گراوتسلیم دربرابر قانون، دوری ازنزدیکان واقوام، گفتگوی فراوان و مشورت بادانشمندان وحکیمان، نترس وشجاع دربرابردشمن، دوراندیش بابرخورد بادشمن وخوشبین نبودن به دشمن حتی درآشتی، ودوری ازشتابزدگی.  آمین یارب العالمین.    (محسن متین وفا)

فراموشی اصلاح طلبی

بسم الله الرحمن الرحیم

جواب هایی بجای سوال در روزنامه اعتماد پنج شنبه92/1/22ازحسین مرعشی عضوکارگزاران.

نمونه ای ازسوال.

اعتماد:یعنی معتقدیداصولگرایان می دانند که مردم ایران بادیدن مشکلات ونواقصی که این روز ها گریبانگیرشان شده است به مقایسه مدیریت اصولگرایان بااصلاح طلبان ودوران سازندگی می نشینند وهمین مقایسه باعث افزایش بی اعتمادی روزافزون مردم به گفتمان اصولگرایی شده است که شاید ماحصل وخروجی این بی اعتمادی رادرانتخابات نشان اصولگرایان بدهند.   ؟(وباگذاشتن یک علامت سؤال این جواب را سؤالی کرده است)    وحالاجواب.

حسین مرعشی:شک نکنید که غیرازاین نیست.

ازعجایب ومعما، قراردادن اصلاح طلبی ودوران سازندگی کنارهم درمقابل اصولگرایی  است.

آیا آقای مرعشی که ریيس دفتر آیت الله هاشمی رفسنجانی بودندنظرشان نسبت به گذشته وحال درموردایشان تغییرکرده یا اصلاح طلبان تغییر کرده اند،زیرادرگذشته اصلاح طلبان آقای مرعشی رارییس دفترعالیجناب سرخپوش می دانستندواصولگرایان سردارسازندگی،خوب بااین حساب یااصلاح طلبان تغییر کرده وآن غلط رااصلاح کرده اندیا آقای مرعشی نسبت به گذشته تغییر کرده وامروز غلط واشتباه میکنند،آنچه معلوم است اصولگرایان تغییری نکرده اند،چون هنوز هم آیت الله هاشمی راسردار سازندگی میدانندوآنروزهاهم هرکس میگفت عالیجناب سرخپوش می گفتند غلط نکنید.

البته من تصورمی کنم آقای مرعشی کمی دچار پریشانی شده اند،چون درجایی دیگرمی گویند:وقتی رهبری انقلاب اعلام می فرمایندکه تنهایک رای دارندوازرای شان هم کسی مطلع نمی شودوبه هیچ وجه قایل به القای رای شان درانتخابات نیستندآیا نیروهای نظامی وشبه نظامی هم از این رفتاررهبری نظام تبعیت میکنندو دست ازتحمیل نظرشان می کشندیاتلاش می کنند تانظرودیدگاهشان راعملیاتی کنند،این مسایل بایدروشن شودتاتکلیف اصلاح طلبان هم مشخص شود.  گویاآقای مرعشی نمی دانندکه فرمانده کل قوا شخص رهبری هستندکه باز ازاین غلط ها می کنند،شایدهم دچارفراموشی شده اندزیرا شخص حقیقی وحقوقی راتشخیص نمی دهدندو دوباره دچاراشتباه وغلطی دیگرشده ومی گوید:بایددیدشخص آیت الله جنتی تابع رهبری هستند یاتابع امثال آیت الله مصباح یزدی، بهتراست یکی ازکارگزاران به ایشان تذکردهدکه آیت الله جتتی دبیر شورای نگهبان و تابع قانون است ،و رای این شورا در تایید یا ردصلاحیت کاندیدا ها عین قانون است وباز درجایی دیگر می گوید:مگرآقایان نمی گفتندکه اصلاح طلبان مرده اندواصلاحات تمام شده است،اگرواقعاًاصلاح طلبی مرده است ازمرده چرامی ترسند؟دراینجاباید به ایشان متذکرشدکه کسی از مرده نمی ترسد،دچارخوف می شود(البته دروغ چرامن خودم از مرده می ترسم) شماهم توقع نداشته باشیدکه شورای نگهبان صلاحیت مرده راتایید کند،وباز بابیماری فراموشی میگوید:باید توجه داشت که اصلاح طلبان از یک انتخاب رقابتی اگرشکست هم بخورداستقبال می کند (بنده خداچون فراموش کرده دیگر لازم نیست انتخابات88رابه ایشان یادآوری کرد،اصلاً حالاکه اصلاح طلبان همگی باهم دچارآلزایمر شده اندبهتراست ماهم فراموش کنیم).

اما عجیب تراز همه  معمای این سوال اعتماداست که می پرسد:آقای مرعشی مفروض برپیروزی یک کاندیدای اصلاح طلب در انتخابات به نظرمی رسدبایداز هم اکنون پاسخی برای این سوال وجود داشته باشدکه اصلاح طلبان چه ابزاری ولوازمی رابرای اصلاح برخی مناسبات اجرایی وحقوقی کشوردراختیاردارند؟چراکه شاهدآن بودیم که اصلاح طلبان در مقطعی هم دولت وهم مجلس رادراختیارداشتنداماگاهاً به بن بست می رسیدند،چه ضمانتی وجود داردکه فرض بر رییس جمهورشدن یک فرداصلاح طلب باز هم اصلاح طلبان به بن بست نرسند؟

باید از روزنامه اعتماد یااز اصلاح طلبان پرسید: اگرقوه مجریه ومقننه دراختیاراصلاح طلبان بود،دیگرچگونه وتوسط چه کسی به بن بست میرسیدند جز مردم؟یا بالاخره، بالا غیرتاً راست وحسینی خداوکیلی بگوییدشما می خواهیدچه چیزی رااصلاح کنیدکه یک گروه درانگلیس وگروهی درآمریکاوگاهی عربستان و.......گفتگوی تمدن ها راه انداخته اید،شفاف بگویید که هم خودتان متوجه شوید وهم مردم.

                                                                                                             (محسن متین وفا)


درگاه ونگاه

بسم الله الرحمن الرحیم

ببین سالهاخون دل خورده ام 

اگر بغض خود را فرو برده ام

امیدم به درگاه وعمری نگاه 

که درانتظارت به سربرده ام 

ببین باغچه شدلگدمال ومن 

ستم راکشیدم کتک خورده ام

خیال دلم را به دریا زدم 

سرآب است اینجاکلک خورده ام

دگر انتظارم سرآمد بیا 

چونان خشک رودی ترک خورده ام 

(محسن متین وفا)

رویاهای یک مترسک

 بسم الله الرحمن الرحیم                                                                                           هم زمان بابیداری اسلامی(بهارعربی)درکشورهای مسلمان، اردوغان باآرزوی بازگشت به دوران امپراتوری عثمانی، ترکیه رادر دامی گرفتار کرد که هیچ یک از هم پیمانهای منطقه ای او حاضر به چنین ریسکی نبودند، تقریبا"2سال تنشهای ساختگی درهمسایگی ترکیه ،یعنی کشور سوریه عاملی بود که سودای بلند پروازی های اردوغان راتحریک کند و اورا کم وبیش به صدام حسینی جدید تبدیل نماید وباهم پیمانی بابرخی از کشور های منطقه مثل عربستان،قطر،رژیم صهیونیستی درحمایت ازمعارضین وارداتی همراهی و تروریستهای القاعده وجبهه النصره همکاری کندوباآلوده کردن دست خود به خون مردم سوریه وتصور بلند پروازانه فرماندهی ورهبری ترکیه بزرگ،(امپراتوری عثمانی) به مهره  ای ذلیل ومترسکی دست نشانده دراین جنگهای نیابتی تبدیل شود. وآنگونه که مصطفی یالچینر روزنامه نگار ترک درمقاله ای تحت عنوان رویای اردوغان برای ایجاد ترکیه ای بزرگ می گوید: حمایت آمریکا از دوطرح موسوم به اسراییل بزرگ وترکیه بزرگ مشروط به تسلیم بودن ترکیه دربرابر اوامر آمریکاست،واشاره میکند:اکنون حزب حاکم عدالت وتوسعه، سیاست های آمریکابرای منطقه راپذیرفته وآن رادر دستورکارخودقرارداده زیرا داوداوغلو وزیر خارجه ترکیه معتقداست هیچ هدفی در منطقه خاورمیانه بدون آمریکاقابل تحقق نخواهدبود،پس دولت ترکیه صهیونیسم رادرآغوش کشیدوهمدست اسراییل شدتاجنگ افروزی درمنطقه رابراساس منافع آمریکااجراکند.                                                                                                                                             (محسن متین رفا)  

رحم کن بردلم که مسکین است

بسم الله الرحمن الرحیم

به پیشواز رفتن اوباما رئیس جمهورآمریکادرپیام نوروزی سال 92 شایدبخاطراین باشدکه برای بدست آوردن اعتمادبه نفس به نحوی هم درپیام نوروزی مقامات ایران جایی پیداکند وبه احسن الحالی دست یابد.(گه گه یادکن به دشنامم.      سخن تلخ ازتو شیرین است)وبرای اثبات حسن نیت خود هم تصمیم گرفته ایران رابه جایگاه واقعی اش درمیان جامعه کشورهاباز گرداند،ودراین پیام میفرمایند برنامه هسته ای ایران صلح وامنیت منطقه وفراتراز آنراتهدید می کند،رهبران ایران می گویندبرنامه هسته ای آنهابرای تحقیقات پزشکی وتولیدبرق است،اماتاکنون نتوانسته اند جامعه جهانی رامتقاعدکنندکه برنامه هسته ای ایشان صرفا"مقاصدصلح آمیزدارد.  البته سطح جایگاه واقعی که جناب پرزیدنت تعیین کرده اند بیان نشده که هم ردیف کدام یک ازکشورهای نجات یافته توسط امریکاست.

ولی به هوش وذکاوت ایشان که چکیده یک حزب قدرتمند آمریکاست بایدآفرین گفت که شماودوستان اروپایی به همراه اسراییل (جامعه جهانی)چندین وچندسال است نتوانستیداتهامات یک طرفه وارد شده به ایران رااثبات کنیدوبدون دلیل ومدرک ونخواندن گزارشات آژانس سالهای سال مردم مظلوم ایران را مجازات هم کرده اید حالا می خواهیدکه ما(مردم ایران)ثابت کنیم که چرا نتوانسته اید آن تهمت هارابه اثبات برسانید؟اااا

باورکنیدبااین ضریب هوشی،چیزی به شمااثبات نمی شود.  آیافقط همان تسلیحات هسته ای عراق که هنوز به دنبالش می گردیدجواب این لاطائلات شما نیست؟؟؟ااا

البته جناب رییس جمهوردرادامه پیام ترجیح می دهدکه این مسئله رابه طور صلح آمیز ودیپلماتیک حل کندواگر آن گونه که رهبران ایران می گویندبرنامه هسته ایشان مقاصدصلح آمیزدارد،دراین صورت مبنایی برای راه حل عملی وجود دارد،این یک راه حلی است که به ایران دسترسی به انرژی صلح آمیز هسته ای رامی دهد،وهمزمان برای همیشه پاسخگوی پرسش های جدی جامعه جهانی درمورد ماهیت واقعی برنامه هسته ای ایران است.    یعنی پذیرفتن غنی سازی وپاسخ به این سوال که چراسالهابایدباترور دانشمندان وارعاب وتهدید ملت ایران وحشیانه این حق راپایمال کنید؟

وسپس بادلسوزی برای مردم ایران از فرصت هایی سخن می گویدکه مردم کشورهای دیگراستفاده می کنندوما محروم هستیم وماراشایسته  آزادی که دیگران دارندمی داند. شاید منظورآقای اوباما فرصت های فراوانی است که توسط آمریکاتاکنون باظلم وتعدی به مردم وهیچ شمردن حکومت افقانستان وبمب گذاری در عراق وبمباران دایمی پاکستان وظلم وتعدی ودخالت درامور  دیگران.....است؟  البته اگر ایالات متحده نمونه شاخص از این نوع آزادی ودمکراسی ایجادشده که حتی در خود آمریکا وجود ندارد رادر هر جایی که پاگذاشته وبالشگر کشی وآدم کشی وایجاداغتشاش وهرج ومرج همراه بوده به ما نشان دهند حتما از رهبرانمان(البته فکر کنم اوباما برای احترام کلمه رهبر راجمع می بندد)می خواهیم که همان تک گزینه جناب پرزیدنت راپذیرفته ومارا از انزوا خارج کنند.

درادامه جناب اوبامابرای اینکه همه سخنانش خزعبلات  نباشد به حقایقی اعتراف کرده ومی فرمایندهمانگونه که پدران واجدادشما درطول تاریخ دنیای علم وهنر راغنی کرده اند(که صد البته اکنون هم فرزندانشان  غنی سازند)وهمه کشور هاازاستعدادوخلاقیت مردم ایران بهره برده وخواهند برد.  هرروزی که ارتباط شما با ما قطع است روزی است که ماباهم کار نمی کنیم، باهم نمی سازیم، نوآوری نمی کنیم...اینجا انسان یاد التماس های جناب اوباما برای باز پس گیری پهپاد آر کیو 170 می افتد،(رحم کن بردلم که مسکین است).......

آقای اوباما این ملت غنی کننده علم وهنر ،شمارا راهنمایی می کنند که بجای سبک کردن خود و ملت آمریکا برای رسیدگی به درخواست هایتان فقط وفقط به اوامر رهبرفرزانه وخردمندایران توجه کنیدحتما به نتیجه خواهیدرسید.

(محسن متین وفا)

نمیدانم پس هستم.

                                                                        بسم الله الرحمن الرحیم

نه قصه می گویم.

نه شعر می خوانم.

من عالمی سخن ناشنیده میدانم.

تمام معنی من حرفهای ناگفته ست.

به جزسکوت نه میگویم ونه میدانم.

ازآنچه بامن هست.

ازآنچه بامن نیست.

بگوکه این من کیست.

وشایدآن هستم.

هرآنچه درمن نیست.

من ازنمیدانم.

همیشه لبریزم.

بگیردستم را.

زبارسنگینش.

چگونه برخیزم.

(محسن متین وفا)

تحلیلی بی تعارف

بسم الله الرحمن الرحیم

رحمت خدابر امام خمینی بزرگوار که جمهوری اسلامی رابربنیانی صحیح نهاد،آنزمان که هوشمندانه فرمودند: جمهوری اسلامی. نه یک کلمه کم نه یک کلمه زیاد،گویی این روز ها را می دیدند که چپ وراست درصدد تفسیر وقرائت های خوددر جهت منافع گروهی خویش وبدست آوردن قدرت خواهندشد، وشکر وسپاس خداراکه چشمان بیدارولایت فقیه همواره ناظربرهمه اموربوده وهمیشه ازجمهوریت نظام (یعنی مردم)که فقط وفقط به امراسلامیت نظام(ولایت فقیه)درهمه صحنه ها حضورشکوهمند داشته اندوخواهند داشت قدردانی فرموده اند.

بنابر این بهتراست همه گروه های سیاسی چه اصولگرا و چه اصلاح طلب وچه گروه های تازه به دوران رسیده،بدانند این مردم تازمانی که در راستای اوامر رهبری وخدمت به مردم وداشتن برنامه ای مدون درجهت پیشرفت ورفاه جامعه وکشور نباشند فریب هیچ شعاری رانخواهند خورد، شایددرحلقه بسته حزبی (گروهی)خود دچار محاسبات غلط شویدودرسبدخیالی خودآرایی رامتصورشوید ،ولی کاش متوجه می شدید، چه زمانی که اصولگرایان وچه زمانی که اصلاح طلب ها توسط مردم کنار گذاشته شدندوآرا به سمتی جزاین دو گروه سرازیر شد، دلیلی جز ضعف خدمت وکوتاهی از امر رهبر در دوره به قدرت رسیدن اینها نداشت به نحوی که مردم را از خود راندند وبه فکر سیاسی بازی گروهی خویش وبستن پشت حزب سیاسی(گروه سیاسی) وبدون توجه به اطراف درلابلای این حرکات افرادفرصت طلب درصدد انباشتن جیب خودبودند، ولی مردم، این دانش آموختگان کلاس خمینی راهی که امام به آنهاآموخت راپیمودند،تاآنجاکه امروز می بینیم از  نخبگان سیاسی کشور پیشی گرفته اند ومتاسفانه نخبگان بجای پیشرو بودن موج سواران افکار عمومی شده اند وبه وضوح می بینیم که بجای داشتن اساسی مدون ومکتوب وبرنامه ای گروهی وطرحی اقتصادی روز به روز رنگ عوض می کنندومردم رابه مقدار هوش کم خودفرض میکنند وبنظر می رسد که خودشان هم نمی دانند که چه  اصولی را می گرایند وچه اصلاحی راطلب می کنند.

لذابهتراست همه گروه هاباهر اسم ونشانی، خدای ناکرده بجای مردم فریبی در جهت جمهوری اسلامی یعنی خدمت به مردم وگوش به فرمان رهبری باشند درغیر اینصورت این مردم باهوش وبادرایت از زیر سنگ هم که شده گروه چهارم وپنجم را هم بیرون خواهند کشید وبه شما پشت می کنند وهیچ کس راجز خود مردم صاحب این انقلاب نمیدانند وتا انقلاب مهدی از آن حفاظت می کنند. والسلام.

                                                                                                              (محسن متین وفا)

مشرق تبسم.

بادل شکسته رفتم،رو به مشرق تبسم

ناگهان رسیدم اینجا،صبح تان بخیر مردم

دیشب ازشماچه پنهان،سرزدم به کوی مستان

گفتم السلام یامی،گفتم السلام یاخم

ساقی قدح به دستان،خنده زد به روی مستان

یعنی اجر می پرستان پیش مانمی شود گم

عاشق ودراز دستی،مستی وسیاه مستی

آدم ودوباره عصیان، آدم ودوباره گندم

عقل هیزم است هیزم،عشق آتش است آتش

آتش آوریدآتش هیزم آوریدهیزم

  (علیرضاقزوه)

کشف فسیل های زنده

بسم الله الرحمن الرحیم

در زمان حاکمیت پادشاهان وعمال وابسته قاجارکشور دچار عقب ماندگی شدید شده بود،به همین دلیل استقلالی هم ازخود نداشت،این عقب ماندگی باعث شده بود که نگاه نخبگان جامعه به اروپای پیشرفته آن روز معطوف شود.

روشنفکری به معنای تنویرافکار و روشنگری موضوعی است که دراین دوره آغازشد.درآن زمان فرنگ رفتگان وتحصیل کردگان به عنوان روشنفکری الگویی جز غرب برای پیشرفت نداشتند، تاآنجاکه به مرور زمان این نگاه تبدیل به غرب زدگی ونتیجه ای جز افول افکارمترقی وروشنگر از نوع امیر کبیری نداشت. درنگاه این روشنفکران غرب زده، پیشرفت چیزی جزلایه ظاهری وشبیه سازی های تقلیدی ازغرب نبود وروشنفکران بابرداشتی سطحی از غرب چیزی جزگفتمان مدرن ونگاه غرب گرایانه به انسان و رد وانتقاد از آنچه درغرب مردود شده بود از جمله دین، نمی دیدند وبدون درنظرگرفتن تفاوت های فراوان بین تمدنات غرب وشرق ومطالعه سابقه فرهنگی ایرانی اسلامی و مردم، همه چیزرا درجاده غرب گرایی تعریف میکردند، که باید ازفرق سر تا ناخن پا غربی شد.

آنچه چکیده شعار روشنفکری از آن زمان تاکنون بوده،خوب وخوش و ارزشمند(فاخر) زندگی کردن است و همواره نیز خودشان خوب وخوش و فاخر در کنار گرسنگان زندگی کردند.

و در سویی دیگر روحانیت مردمی و متعهدباتوجه به نفوذ بین توده هاباروشنگری ونگاهی آزادبه جهان و غرب آنروز وحرکتهای مردمی ستارخانی و باقرخانی بنیانگذارنهضت اجتماعی سیاسی مشروطه شدند، ودر پس و به دنبال مردم و روحانیت، همسویی نامبارک روشنفکران بود، پذیرفتن این میهمان ناخوانده بدلیل مهمان نوازی ایرانی نتیجه ای جز به دار کشدن مشروعیت وترور اجتهادو کشتن سردارملی و انزوای سالار ملی،یعنی ملت، ودرآخردیکتاتوری رضاخانی و برداشتن حجاب وبی بندوباری و رسیدن به دروازه های تمدن خیالی محمدرضایی نداشت.

اگرچه در دوره های بعد روشنفکرانی بانگاهی نو ظهور کردند وبا رویگردانی از غرب زدگی و بازگشت به خویش وبانگاهی دوباره، به دین و مردم و روحانیت نزدیک شدند،ولی باز در این زمان می بینیم فسیل های زنده ای راکه شعارهای غرب زده وعقب مانده وارتجایی سرمیدهند وباکج فهمی غرب را الگوی خویش قرارداده وباپشت کردن به مردم، ساده لوحانه درکشورهای غربی شعارهای ضدملی وضد دینی وضد فرهنگی وترویج غرب زدگی و گاهی متاسفانه تا خودفروشی و وطن فروشی پیش رفته اند.       (محسن متین وفا)

میدان چه کنم.

                             بسم الله الرحمن الرحیم                                   

تحلیل انتخاباتی استاد دانشگاه وصاحب نظر سیاسی کشور آقای زیبا کلام درگفتگو با روزنامه آرمان شنبه 91/12/12 تحت عنوان: کسانی که می خواهندهاشمی نیاید .                           درابتداروزنامه ازصراحت این استاددانشگاه که همواره بدون رودربایستی به ابرازعقیده ونظرخود می پردازد وبارها به همین دلیل مورد انتقاد دوستان وهم طیفانش قرار گرفته خواننده رابرای سخنانی زیگزاگی آماده می کند.                                                                             این استاد دانشگاه وتحلیل گر وصاحب نظر سیاسی کشورمی فرمایند: چه اصولگرایان وراستی هاوچه مخالفان قدیمی آقای هاشمی در جناح چپ به واسطه بغض وکینه ای که نسبت به آقای هاشمی دارنددلشان می خواهد که ایشان وارد گودبشوندوشکست هم بخورند. ودرجواب اینکه چراخیر خواهانبه ایشان توصیه می کنندکه درانتخابات شرکت نکنند؟میفرمایندچون هیچ کدامشان علاقه ای به اقای هاشمی ندارند.وسپس می فرمایند:اگر به انتخابات برسیم وتغییروتحول غیر مترقبه ای پیش نیاید (تغییر وتحول غیر مترقبه)ایشان رای سنگینی خواهند آوردوچون آنها چشم دیدن ایشان را ندارند نمی خوا هندایشان موفق بشوند. ودراینکه ایشان اصولگرایان راشکست خواهند داد هیچ تردیدی ندارم. اما مساله این است که اصولگرایان باشرکت ایشان در انتخابات موافقت نخواهند داشت چون اگربا آمدن آقای هاشمی موافقت کنندیعنی همه حرف هاوتحلیل های خودراپس گرفته اند .وپس از پیروزی ایشان از همان ابتدا تفاوت دیدگاه میان آقای هاشمی واصولگرایان بالا می گیرد وبا دیواری ازچین درقالب مخالفت مواجه می شودو آنها نخواهند گذاشت ایشان هیچ گامی در جهت بهبود برنامه هایش بردارد وشانس زیادی برای تغییر نمی بینم .برای اینکه اصولگرایان اساسا قبول ندارندکه مشکلی وجود دارد برعکس آمدن هاشمی یا دیگران(دیگران) راسرآغاز مشکل می دانند چون درغیاب آقای هاشمی واصلاح طلبان آقای رحیم مشایی مثل آب خوردن(مثل آب خوردن) اصولگرایان را درانتخابات شکست می دهند.واگراصولگرایان نگذارند(نگذارند)او وارد انتخابات شود تصور می کنم آقای ولایتی رییس جمهور آینده خواهند بود. وچون آقای هاشمی ذوب درانقلاب هستند با همه توان پشت سر او قرار می گیرندواز اوحمایت میکنند.(ما که نفهمیدیم چی شد.آخر آقای هاشمی وارد گود بشود یا نشود ایشان بالاترین رای را میآورند یاهمه جناح های چپ وراست باایشان مخالف است وهیچ کدامشان علاقه ای به ایشان ندارند.اصولگرایان تحلیل هایشان را پس می گیرند یا اصلاح طلبان تحلیل های خود را چه در مورد انتخابات 88 وچه دشمنی باآقای هاشمی پس می گیرند) و نتیجه اخلاقی این که . آقای هاشمی رفسنجانی باداشتن همین یک دوست دیگر  نیازی به دشمن ندارند .وبه آ قای زیبا کلام عرض میکنم  آقای هاشمی باهوش تر از این حرفهاهستند. ودر آخر یاد مشاوران آقای خاتمی بخیر.       (محسن متین وفا)

بااین مشکل چه کنیم؟

بسمه الله الرحمن الرحیم

بااین مشکل چه کنیم؟
ماهستیم وبه آنچه باید عمل می کنیم، راه را شناخته ایم، امام رامی فهمیم، ولایت فقیه رادرک می کنیم وقانون را و...........

ومی فهمیم منتخبین ما کجادرگیربا منیت خویش شده وکجا صادقانه عمل میکنند، ولی متاسفانه این اشکال بعدازپیروزی انقلاب همواره گریبان گیرمنتخبین مردم بوده است وپس ازبدست آوردن رای ونشستن بر کرسی مقام دچار توهم خودبزرگ بینی شده وخویش رافراترینها تصور می کنند وهمه چیز را حول محور خود سنجیده وشخص (من) خویش را میزان ومقیاس وپیمانه در همه امور قرار داده ودیگر آن چه به حساب نمی آورند مردم است وگاه آن چنان دچار تب وگاه خیالات شده که فقط از مردمی موهوم سخن میگویند، ولی ازدرون همه را جان نثار خود فرض کرده وبه جای اولویت دادن به وظایف اولیه خویش پارا ازمرزهای ایران هم فراتر نهاده وهر کدام باادبیات مختلف ولی بامنشا کوچکی ظرف منیت خویش گاه به مدیریت جهان وگاه به گفتگوی تمدن ها می پردازند.وآنچه همیشه مغفول می ماند وظیفه اصلی شان،معیشت ورفاه واداره کشوراست وگاه این توهم آن چنان است که خود رافوق قانون وقوا ورهبری دانسته وبرای کل کشور نقشه مادام العمری می کشندوزمانی هم که به واسطه منیت خود ازمردم فاصله گرفته ودچار بی مهری قرار می گیرند مردم را د شمن فرض کرده وآن اندک نان خورهای اطراف خودرامردم می پندارند. کاش میدانستند و بدانند رمز قدرت متقارن امت وامام منشا الهی داشته ورهبری عظیم الشان درمقام ولی فقیه هر تحولی رادرجهت پیشرفت کشوردر ظرفیت وسیع مردمی، وامت همه رااز هدایت رهبری دیده ودر یک کلام مردم و رهبری یک معنا پیدامی کند واطاعت از رهبری یعنی احترام به مردم.        وباز مردم میدانند که بسیار بسیار فراوانند درمیانشان افرادی که توان وکالت و وزارت وریاست راداشته باشند ولی حیران از این که با این مشکل چه کنیم،  نفر بعدی .. روز از نو روزی از نو .......  (محسن متین وفا)